تبلیغات
من در گذر گه کامپیوتر

من در گذر گه کامپیوتر

همه چیز اونجور که به نظر میرسه نیست... حواست هست...

اروم
دل کندن از چیزی یا کسی فقط همون لحظه که تصمیم میگیری دل بکنی سخته و دردناکه
بعدش همه چیز دوباره اروم میشه


[ پنجشنبه 1394/06/5 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


روزتون مبارک
دلم میخواست امروز که روز دختر بود کسی این روز رو تبریک نمیگفت ولی در عوض مردای سرزمینم نگاهشون رو کنترل میکردن و مسیر رفتنت رو با نگاهشون شخم نمیزدن
فقط همین...


[ یکشنبه 1394/05/25 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


جناب حافظ
شروع میکنم به فال گرفتن و چندتایی فال میگیرم و هربار جناب حافظ یه حال اساسی بهم میده بار اخر که فال میگیرم میگه  بیش از این طمع نکن..... بی انصافی است اگر گله و شکایتی داشته باشی.
جناب حافظ مخلصیم
خدایا شکرت


[ جمعه 1394/05/23 ] [ 10:28 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


هلو
تو کلاس شی گرایی یکی از بچه ها تازه به کلاس اضافه شده هرچی من و مسئولین اموزشگاه بهش گفتیم این کلاس به دردت نمیخوره و باید از پایه شروع کنی تو کتش نرفته و نمیره ماهم گفتیم حالا بیا اگه خیلی مشتاقی...

 بهش گفتیم حالا با این سن و سال و این وضعیت واسه چیته برنامه نویسی بگو تا حداقل راهنماییت کنیم شاید کلاس به دردت نخوره میگفت نه یه کاری دارم میخوام انجام بدم نمیشه بگم چیه
بعد از 8 جلسه کاشف به عمل اومد اقا میخوان یه برنامه بنویسن رو دست هلو



+ اقاهه موهاش جو گندمیه و دانشگاه نرفته ، جلسه اول هم اتحاد نوع اول رو برام نوشت و گفت اینو بلدی حل کنی؟؟؟
+ هلو همون برنامه حساب داریس که ...
+ انتظار داره من بشینم فقط مختص ایشون و مطالب ترم پیش رو تو 2 ساعت بهش بگم


[ پنجشنبه 1394/05/8 ] [ 05:35 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


یک دقیقه سکوت
 یه کتاب برنامه نویسی از نت دانلود کردم مترجم هزینه کتاب رو خوندن یه فاتحه برای استیو جابز اعلام کرده
+ انکار رفیق گرمابه و گلستانشو از دست داده مترجم
+ فوقش انتظار داشتم بگه یک دقیق سکوت به خاطر استیو جابز


[ پنجشنبه 1394/05/8 ] [ 05:33 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


بعد از سالها
بروبچه های دبیرستان یه گروه درست کرده بودن و بعد مدتها همو پیدا کردیم سراغ یکی دیگه از بچه ها رو گرفتیم که فهمیدیم تومور مغزی داشته و چند سال با این مسئله درگیر بوده
امروز بالاخره رفتیم دیدیمش... دلم اتیش گرفت...
هر چند که اون بلایا رو از سر گذرونده ولی تا ادم سابق بشه کلی طول میکشه ...
خدایا خودت همه مریض ها رو شفا بده الهی امین


[ دوشنبه 1394/04/22 ] [ 11:29 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


این روزها
از اخرین باری که نوشتم خیلی وقت میگذره انگار حس نوشتن و از چی نوشتن از وجودت پر بکشه اما بازم شروع میکنم به نوشتن ...
این روزها تو این گرمای عجیب سخت درگیر سمینار و پروژه شدم درگیر ترجمه کردن درسای تخصصی و غر زدن سر اینکه چرا تموم نمیشه حدودا 50 روز دیگه فرصت دارم (با توجه به روز شماری بچه ها)
کلاسای اموزشگاه و باشگاه و طراحی هم جای خود
این روزها که امتحانات بچه ها تموم شده میان تو کوچه و فوتبال بازی میکنن همش 5-6 نفرن ولی به اندازه همه ادمای تو ورزشگاه ازادی سر صدا میکنن اونم وقتی من احتاج به ارامش و سکوت دارم چند باری به فکرم رسیده برم تفنگمو از کمد بردارم و اروم گوشه پرده اتاق رو کنار بزنم و با تفنگ توپشونو نشونه بگیرم یا احیانا خودشونو تا درس عبرتی بشه برای بقیه بچه ها تا وقتی بقیه خوابن نیان تو کوچه سر صدا(البته نه تفنگ دارم نه جرعتشو ولی خب در حد یه فانتزی که میشه بهش فکر کرد)
تا حالا شده کسایی که خیلی وقته ازشون جدا شدید و خبری ازشون ندارید حتی یادتون رفته که اونا رو میشناسید یهو باهم سراغتونو بگیرن و اظهار دلتنگی کنن؟؟؟ من که احساس خطر بهم دست داد ولی چه میشه کرد باید ببینیم چه میشه...


[ شنبه 1394/04/13 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


شما همه چیزو بلدید
بالاخره 60 ساعت کلاس sql هم به خیر و خوشی تموم شد
از اونجایی که اولین بار بود ایم کلاس رو برمیداشتم و مطمئن نبودم چیا میخوام سر کلاس بگم و شاید دانسته های قبلیم کمتر از 30 ساعت کلاس رو پر میکرد اونم با سرعت بالای من در گفتن مطالب و رد شدن ازشون
کلاس پایگاه دادمون تو دانشگاه هیچی بهم یاد نداد کل چیزایی که از پایگاه داده و ازمایشگاهش تو دانشگاه یادمون دادن این بود که استاد هی میگفت شما نمیدونید ایندکس چیه؟ من که هزار بار گفتم
و برای خاطر خدا یکبار هم نگفت ایندکس چیه....
.
.
بگذریم امروز اخرین جلسه کلاس بود و من دیگه اکثر مطالبی که ماکروسافت تو سایتش گفته رو سر کلاس گفته بودم تمرین حل کردیم با بچه ها اخر کلاس دو سه تا از شاگردا پرسیدن شما این همه مطلب رو از کجا یاد گرفتید و ...
( اینجا یاد سحر افتادم )
انگار به نظزشون من خیلی چیزا بلد بودمولی خداییش جزوه ای که براشون گفتم از جزوه خودمم کامل تر بود

دلم میخواست برای امتحانشون میشد سحر هم باشه ...



[ چهارشنبه 1394/01/26 ] [ 11:33 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


software security model
بالاخره بعد از دوماه میل زدن برای تعیین موضوع سمینار و جواب نگرفتن وقتی دوستم برام به استاد میل زد و بعد از 13 دقیقه موضوع دار (!!!) شدم
حالا منمو یه موضوع و اینکه نمیدونم چطوری و از کجا باید شروع کنم
.
.
.
خیلی وقت میشه که چیزی ننوشتم حالا هم انگار دیر شده برای تبریک سال نو و ارزوی بهترین ها تو این سال جدید در عوض ارزو میکنم هر روزتون عید باشه


[ سه شنبه 1394/01/18 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


1
مسائلی که به دلیل سطح تفکر فعلی ما به وجود اومدن، با همون سطح تفکر قابل حل نیستند

اینشتین



[ شنبه 1393/12/23 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


چگونه فیل شوم؟
به مربی باشگاه گفتم میخوام وزن اضافه کنم و صورتم کمی پر تر بشه اونم لطف کرد و بهم یه برنامه غذایی داد
قبل باشگاه (صبحانه): 4تا سفیده تخم مرغ
تو باشگاه بین تمرینات 3 تا سیب زمینی اب پز
بعد باشگاه دو تا سفیده تخم مرغ
نهار مرغ یا ماهی به همراه ژله به همراه سالاد پاستا
میان وعده سیب موز پرتقال کیوی از هر کدوم 2 تا
شام کباب یا جوجه کباب به همراه ژله و سالاد فصل
قبل از خواب یه لیوان شیر با همراه خرما
البته من فقط گفتم میخوام تا 5 کیلو وزن اضافه کنم نه به اندازه یه فیل یا کرگدن ولی انگار اون درست متوجه نشده
وقتی هم به برنامه غذایی اعتراض میکنم میگه برای بدنت لازمه اگه میخوای عضله بسازی به حرف من گوش کن والسلام
البته از حق نگذریم ورزشهای خوبی برام در نظر گرفته


[ یکشنبه 1393/12/3 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


هوای برفی
پیاده روی تو هوای بارونی و ابری رو خیلی دوست دارم به خصوص اگه بشه هندزفری تو گوشم بزارم و اروم بدوم
امروز بعد از سالها وقتی از اموزشگاه میومدم خونه برف میومد
دونه های برف مستقیم میرفتن تو چشمم و چشم از شدت سرما اشک میکرد ولی با این حال خیلی دوست داشتم پیاده روی رو


[ شنبه 1393/12/2 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


ماجراهای باشگاه
پای ثابت اهنگای باشگاه اهنگ خوش میگذره ار.مین نصر.تی هست
وقتی خواننده با صدای بلند میگه خوش میگذره بچه ها در حالی که ورزش میکنن و عرق میریزن و نفس نفس میزنن با بلند ترین صدای ممکن داد میزنن بله
و منم داد میزنم نخیر


[ پنجشنبه 1393/11/30 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


برای خودت هم وقت بزار
از وقتی شبکه های اجتماعی فراگیرتر از قبل شد حساسیت برای عکس پروفایل هم بیشتر و بیشتر شد
ولی تا حالا به عکس های پروفایل با دقت نگاه کردید

بعضی ها عکسی از گل یا یه بچه ، ماشین یا همچین چیزی گذاشتن( کاری به اینا نداریم)
بعضی ها عکس خودشون رو گذاشتن
و دسته سوم که دسته مورد نظر من هست بانوانی که قسمت اعظم عکسهاشونو همسر (و احتمالا بچشون) تشکیل میده و کلی جمله نوشتن مبنی بر علاقه زیادشون به همسر و بچه هاشون
.
.
.
و بعد اگه شما پروفایل همسرش رو چک کنید میبینید که از همه علایقیش عکس گذاشته از خوراکی مورد علاقش تا ماشین مورد علاقش و این وسط دوتا عکس هم از همسرش کنار بقیه علایقش هست
.
.
.
انگار زندگی این ادمهای دسته سوم فقط وابسته به همسر و بچه هاش هست و زندگی مستقلی ندارن انگار بدون اونا چیزی برای گفتن ندارن
ای کاش بانوان سرزمینم بجز فدا کردن خودشون برای خانواده کمی برای خودشون وقت بزارن تا اون اقای مجری شبکه فلان نگه خانومای خانه دار برای اینکه بهتر از خانواده مراقبت کنید(سرویس بدید) باید ورزش کنید 
ای کاش موجودیت این ادمها وابسته به خودشون باشه جدای از علایقشون


[ شنبه 1393/11/4 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


دستم زیر سنگه
ازدای بیان چه فرقی با ازادی توهین داره؟؟؟
یه روز تحریم میشیم و نمیتونیم از امکانات رایگان فلان شرکت بین المللی استفاده کنیم یه روز پیام های توهین امیز به مقدساتمون یه روز فقط به جرم نژاد بدترین رفتار بامون میشه
ولی بازم راه میایم کوتاه میایم فوقش تحریمشون میکنیم اونم تو حرف
اما اونا بازم بعد یه مدت درها رو به رومون باز میکنن چون میخوان بدونن اینجا چه خبره چون میخوان جاسوسی کنن
ولی ما هم با علم به شرایط باشون کنار میایم
میدونی چرا؟
چون دستمون زیر سنگه میفهمی سنگ با حلوا حلوا گفتن هم دهن شیرین نمیشه باید بلد شد و کاری کرد


[ یکشنبه 1393/10/28 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ Monaliza ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 22 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
تحلیل آمار سایت و وبلاگ